|
حس
دلقکی رو دارم که می خواد یه مسئله ی مهم فیزیکی رو با تمام متغیر هاش واسه مردم سیرک توضیح به ده!! .و۱: دارم reinstall می شم!!
...
|
کودکی های ما از مدرسه بر می گردند!! دیکته می نویسند! و صبح با کوله های پر از نون پنیر و مقنعه های کج و کوله و دندانهایی یکی در میان ریخته لبخند زنان پشت سر هم می ایستند و می خوانند: خوشحال و شاد و خندانم ...!! و نمیدانند شاید سالها بعد قولهایشان یادشان برود بزرگ شوند و مورچه هارا لگد کنند!!
دیر امدی زنگ خورد!! بزرگ شدم! مورچه ها لگد شدند!! دندانهایم مرتب شدند! اماهفت سالگی ام پشت دفتر دیکته قایم شده است تا هفت سالگی ات بیاید و بگوید : سک سک!!
(عکس از: رقص مرگ!!)
...
|
باد اومد عکسم افتاد رو شمع ها!! دروغ می گن که عکسم سوخته!!!!!
.و۱:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ!!!!
...
|
خانه ام در دور دستهاست!! حامی اش یک جنگل سقفی دارد که هر شب ورق می خورد برگ اسمان در ان پرچین اش به بلندای عظمت یک کودک!! صدای نفس های جیرجیرکی ثانیه شمار شبهایش و اپرای یک خروس پیام اور روزهایش است خانه ام در دور دستهاست!! و صدای های های اش در ذهنم جولان میدهد! خانه ام تنها یک چیز کم دارد خویشتنش را ۰و۱:دیشب خواب دیدم خانه ای خریدم بی در بی دیوار بی پنجره صبح که از خواب پاشدم نشونیش یادم رفته بود!!
...
|
بابام کلی بی پدر و مادر شد!! بابام 7 تا مامان داشت!! ولی وقتی من به دنیا امدم مامانه خود خودشو از دست داد!! چند سال پیشام بابشو از دست داد!! اما بیچاره امروز صبح اخرین مامانشوهم از دست داد!! بابام کلی بی پدر و مادر شد!! و واسه اینا یه قطره اشک بیشتر نداشت که هدیه کنه!! اخه از بچگی بهش گفته بودن مرد که گریه نمی کنه!! اما همین چند دقیقه پیش که از دست شویی اومد بیرون دماغ قرمزش یه چیز دیگه می گفت!! ولی مثل اینکه بابام راستی راستی بی پدرو مادر شد!!! (امروز صبح قصه گوی همه بچگی هام منو گذاشتو رفت پیش خدا!!)
...
|
اولین بار که فاحشه خطاب شد !خشکید!! اما به روی خود نیاورد!!ا
سالهاست که دخترکی رو به روی اینه با صورتی خسته و ته ارایشی مانده روح خود را می فروشد!!!
۰و۱:ازمایش دادم!!!!! روحم ایدز داشت!! (عکس از:افسانه پلویی!!)
...
|
|