|
چقدر دلم می خواست به جای اون لنز طبی مسخره ات عینک فریم کائوچویت رو می ذاشتی
اون وقت از پشت شیشه ها ی همیشه لک و لوکش بهم نگاه می کردی تا من حواسم جمع می شد و هی با اون جا انگشتای روش نمی رفتم هوا خوری! بعد خودمو کمی تا قسمتی لوس می کردمو ازت می پرسیدم از ۱۰۰ تا چند تا دوسم داری وتو می گفتی ۹/۹۹!!من با همه ی هوش ریاضی نداشته ام هی حالا اصرار که اقا بیا خوبی کن و حد بگیر ازش و تو یه یه دنده هم حالا خودتو گه نکن کی بکن با کلی نه و نو منو تا مرز عقده ای شدن می بردی و می اوردی!! بعدش تازه غر زدنات شروع می شد که نشد ما یه دفعه با تو بیایم بیرونو تو گیر ندی به این یه عدد!! اما حیف که بر نداشتی! اره همون لنز مسخره رو می گم!که وقتی خریدی اش کلی مثلا( منم عر عر) ذوق کرده بودی که اگه ایندفعه بخوای ماچم کنی دیگه لازم نیست مواظب عینکت باشی و یکی نبود به من بگه که اخه خر خب اگه بخواد ماچت کنه خب عینکشو بر می دارهو منم به خیال ماچ کردن کلی خر کیف نمیشدم اما زهی خیال باطل!! من نفهمیدم تو هم نگفتی که همه چی کشک بود!! اره با عینک یه بی عینک بودنتو می گم! کشکیشم از اون جا بود که ۵/۱سال بعد پاشدی اومدی یه سری اراجیف سره هم کردی که اره دوستی تاریخ مصرف داره و من تصمیم گرفتم که دوست داشته باشمو حالام تصمیم می گیرم نداشته باشم و اون وقت باشه که من با همه ته خنگ بودن بفهمم که مارو تو این ۲ سال خوب مچل کردی با اون به دونه عدد لعنتی! !!!!
۰و۱: حواست نیست خداحافظی می کنم!! اما یادت نره نفر بعدیو واسه یه عدد T.T (بی ادباش تکبیر) از زندگی سیرش نکنی!!
...
|
راهبه پیش می اید ناقوس برج را می گیرد و می کشد ناقوس صدا می کند!
دور بین عقب می کشد! الفرد وارد قاب می شود! دوربین از طاقی پنجره به بیرون می رود و قسمت بالای برج و طاقی در تصویر می اید! الفرد در دهانه ی طاقی پیش می اید. در استانه برج بر لبه تاریک طاقی می ایستد نگاهی به زیر می کند! بعد سرش را بلند می کند (fade out) (fade in)نمای باز جنگل! جوجه ای از تخم در می اید!
(سکانس اخر فیلم سرگیجه)
۰و۱: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ|||||||||||||||||ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ|ـ|ـ|ـ|ـ|ــــــــــــــــ!!!
...
|
می خوام باهات حرف بزنم اما مشکل اینه که تا میخوام شروع کنم
یه چیزی تو گلوم قلمبه میشه و هی بالا و پایین می ره اینقدر بالا و پایین میره تا چشام داغ شه و التماسهای من به مژه هام شروع شه تا اون رو اون پشت نگر دارن اما بعدش یه قطره اش بچکه و اون وقته که دیگه من هیچ حرفی باهات ندارم جز اینکه بگم : مرده شورتو ببرن!!
...
|
خودم را بغل می کنم
و سرم را روی شونه هایم می گذارم و های های گریه می کنم! باورم نمی شود که این من خواهم بوده است!
از خواب می پرم تکانم می دهم و بلند می گویم: من من را دوست دارم!
در اینه نگاه می کنم به چشمانم زل می زنم دستهایم را روی لبهایم می کشم جای لبهایم مانده است!
به خودم پشت کرده ام با خودم قهر کرده ام اخر شنیدم که کسی گفت:ما
۰و۱: من می خواهی برویم جایی که دیوار نباشند!
...
|
مرا تعمید کن با شرابی که داد تو را مستی مستی لایزال مرا از گناهان نکرده ام تعمید کن ! نطفه ام را به قبل تولد اقرار کن ! مرا نیست سر ناسازگاری با تعمید گاه مرا تعمید کن می خواهم پاک جنایت کنم! عکس از رقص مرگ)
...
|
|