|
نقطه ای همیشه هست که از انجا شروع می شوی!! از وقتی روی شونه های پدرم به کوچه می رفتم بود!! حالا شانه های او اندازه ام نیست دیگر اما ادامه ی من اینجاست!! درست مثل نقطه هایی که تو می گذاری! برای پایان
روی صورتم بغض شدی! و شوری ات از چشمهام که ریخت دیگر نبودی و حالا عجیب نیست سایه ات را پای برهنه له کنم و به یاد بیاورم که از یاد برده ام دوستت دارم
سایه ام را باد برد و هیچ کس نداست که من دیگر برگ ندارم!!!
...
|
می دانی عزیزم غروب تقصیر خودش نیست غروب چیز خوبی است غروب غریزتا نمی فهمد اینجا کسی به کسی نرسیده است!
می دانی عزیزم جنازه تقصیر خودش نیست جنازه چیزه خوبی است جنازه هنوز هم شعر می نویسد! جنازه هنوز هم از تو می نویسد! جنازه هنوز هم می گوید که: غروب که می شود کسی من را در من جا می گذارد و می رود!
می بینی عزیزم چه تنهایی تاریکی در دور دست من قدم میزند!؟
...
|
ـ:چته؟ +:تو جی فکر می کنی؟ ـــ: می تونم بگم که باز داری بر می گردی به حالت قبلیت! +: خب الان هیچ پیشنهادی نداری؟ ـ: چرا! سرتو بذار بمیر!
ـ:چته؟ +:تو جی فکر می کنی؟ ـــ: می تونم بگم که باز داری بر می گردی به حالت قبلیت! +: خب الان هیچ پیشنهادی نداری؟ ـ: چرا! سرتو بذار بمیر!
دنبال خودت نگرد اینها را برای سنگ سیاه از ردیف اول زیر چنار پیر گفته ام
شمع روشن نکن سنگم کثیف می شود! بعد تو دیگر برایم گلاب نمی خری
دنبال خودت نگرد بین این کلمه های ناجنس حرف های من جنسیت نمی شناسند این ها را هم گفتم که حرفی برای خواندن داشته باشی اگر گریه ات نیامد!!
این پایین سرد نسیت شمع روشن نکن چراغ هم نمی خواهم در تاریکی من همیشه جیرجیرکی نفس می شد!
برو تا سرما نخورده ای ۰و۱: اینقدر بلند سکوت نکن! دلم می گیرد!
...
|
کودک درونم واست یه پاستیل خریده که شب که میای پیشش بخوابی با هم بخورین!! منم واست یه کیک خا مه ای خریدم که با خامه هاش صورتتو خا مه ای کنم!! تو چی میاری؟
...
|
من واست عین یه cd بودم!ا اومدی با انگشتای کثیفت برم داشتی جای انگشتات که روم موندن به یه چشم دیگه بهم نیگا کردی! اخرشم منو انداختی دور که با بقیه cdهات قاطی نشم! فقط به گناه اینکه من cdحساسی بودم!
...
|
من بی صبرانه منتظر سکانس ننه سرمام! حدااقلش اینه که اینجوری یخ بودنت تو ذوق نمی زنه!
علی کجاست تو باغچه! چی می چینه الوچه! الوچه ی باغ بالا جرعت داری بسم الله!
دلم لی لی می خواد!! با همه ی فلج اطفالم واسه بازی کردنش! دلم ادامس خرسی می خواد!که بادش کنم بهد هم بترکو همه قیافم بشه ادامس! شهر بازی می خواد! بستنی یخی می خواد! این بچه کوچولوهایی رو می خواد که هر روز صبح با مامانشون میرن مدرسه! مامان می خواد! یه مامانی که هی غر نزنه! فلوراید می خواد! بمالم به دندونای خرگوشیم و باهاشون یه لبخند توپ بزنم! پاستیل نوشابه ای می خواد! ۸ ماه دیگه می خواد! باد بادک می خواد!تولد می خواد! بادکنک می خواد!! حسنی می خواد~ اما حیف تو ده شلمرود حسنی تک و تنها بود~ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱ ............................................................................................................................................
هی ببیین بی هجا میگم "د و س ت د ا ر م"
...
|
میبینی بازم حرفام یادم رفت! مثه همیشه!
...
|
|