|
و این منم!
کسی تنها در استانه ی گریه در ابتدای تلخ نبودن کسی! شبهایــی پشت شب و سکوت ٬دستهایم را سیمانی میکند! و من کم کم شبیه خودم میشوم! و این انقدر خوب است که انقدر کافی!که من از چشمم بیافتم
سرم برای کسی درد میکند سرم برای کسی درد سرم برای کسی
خبر خوبی نیامده است از اینجا میروی! از سرگذشت من از سرگذشت ادم ها خبر خوبی نیامده است
دلم برای تو برای بوی نان تنگ خواهد شد برای بستنی هایی که لیس نزدیم دست این کودک را بگیرید ببرید جایی که کتکش دیر نشود سرت هوو اورده ام تنهایی می میخواننداش!
با یک شیر قهوه چطوری؟ با یک قهوه بهتری بایک قهوه احیانا
گریه دارد دست تنهایی ات را کسی نگیرد! گریه دارم!
میروی انجا که فقط کلاغ دارد و برف! و هوا اینجا نامردانه سکوت میکند! سکوتی سیمانی! سکوتی یخی!
میبینی دارم میروم من همیشه در حال رفتن بوده ام حتی وقتی می امدی/می امدم! با خس خس و بی چتر! و دماغی قرمز و توبا کودکان چشمانت لبخند میزدی!
برای ... الفبای سکوت!
۰و۱: و هوا بس اینجا ناجوانمدانه سرد است!
...
|
ـ: مرسی حالم خوبه!! از احوال پرسی های شما!
...
|
می دونی
خیلی وقت که می خوام بهت بگم با تو این همون شهری نیست که من میشناسم! با تو اینجا یه جهنمه دیگه است!
...
|
فکر کردم موهام فر فریه از ته زدمشون دیدم ای بابا موهام صافه کلم بالا و پایین زیاد داره! " عمو شلبی!"
۰و۱:میدونی بعضی شبا حتی ماه هم تو پنجره ام سکوت میکنه!
...
|
یکی اینجا دلش واسه خودش سوخت! یکی اینجا حس یه ادم الکی خوشو داشت که می خواست یه خبری بده اما هیشکی نبود تا خبرشو بشنوه! یکی بود ! یکی دیگه نبود! یا شاید بر عسک! یکی اینجا تنهایی همه ی برگایه کوچه شونو له کرد!! یکی اینجا تنها روی سه پایه نشسته بود تو سایه!! یکی اینجا نشسته و باخودش بافت و بافت و بافت تا به اینجا رسید!!همونجا که کلاغ ما بهش نرسید! یکی اینجا.... هیچی ولش کن!
...
|
کلاغ٬ من٬ تو٬
۰و۱: میبینی این همون کلاغستا!! که تو !تویی که تا چند وقت دیگه اینجا نیستی منتظرش بودی!! بیا این واسه تو!!
...
|
اینجا تهران ۲۱درجه زیر انزوا !!!!!!!!!!!
۰و۱: هی میشه محو کنتو واسه یه مدت به من قرض بدی؟ دلم بدجوری خاک گرفته!
...
|
وارد بازی ات شدم بی انکه حتی بازی را بلد باشم بی انکه حتی بازی ام داده باشی با کفش های خسته دویدی روی تنهایی ام و خلوت کلمه هایم را پر از خیابان کردی
تکثیر شده ای مثل درختی وحشی ! در عمق من!
۰و۱: فقط دلم می خواد بهت بگم لعنتی!!
...
|
ملت می رن خالی می بندن منو اینم میریم خالی می بندیم! ملت میرن کجا ها ما هم میریم کجا ها!! ملت دلخوشی دارن!! منو اینم دلخوشی داریم!! اما خب ملت جاهایی نمی رن که منو این میریم!! اگه این باباهه یادش می موند تاریخ تولد دوستامو اون وقت می فهمید که که هر کدومشون واسه تولدشون چندتا روایت دارن!!!!!!!!!!!!!!!! اخه کاریش نمیشه کرد!! تئاترا شبن! ! کافه نشینی هم شبش مزه داره!!واسه همین خالی ای جز این پیدا نمیشه
می خوام این دفعه یه قرار بهشت زهرا بذارم هی خانومه پایه ای؟!
...
|
جالبه نه؟ دیگه حتی سیم ظرفشویی و دیگ هم بوی تو رو میده!!
|